اسیر تیغ گناه و نگاه پرآهم
"که سیب چشم تو دیگر نموده گمراهم"
درعمق سینه ی زنجیرهای پربرقت
"دچار نیمه شب و سایه های بیگاهم"
حضور توست درین قلعه ی نفس گیرم
تو ایستادی و من مات قلعه و شاهم
و تیر آهوی چشمت پلنگ چشم مرا
نشانه رفته و من آه . تشنه ی ماهم
نهنگ حادثه ای طعمه کرده بختم را
هزار قافله هم رفت و من در این چاهم
"چگونه وارد دنیای شعر من شده ای؟"
کویر شبزده و ماسه های جانکاهم
"دلم گرفته دعا کن دوباره پر بکشم"
شکسته بالم و پرواز واژه می خواهم
شعر از : محمد حسین داودی
پی نوشت : مصرع های داخل گیومه الهام گرفته از اشعار شخص دیگری است .
ناقوس ها
دوباره فریاد می کنند
یک انسان دیگر
یک خاندان دیگر
سیاه شدند
جهان برای انسان سیاه شده است
مثل جهان شاعران
که سالیان سال است
در غم انسان
"ناقوس ها برای که به صدا درمی آیند؟"
چشمت چو دیدم گوهری گشتم لبالب مشتری
گشتی بدین غارتگری جانا چرا افسونگری
آتش به ایمانم زنی بر بام انسانم شوی
پیدا و پنهانم کنی هر شب گریبانم دری
هردم به باغ خاطرت در بند چشم ساحرت
پُر دُر چو دیدم هر برت گفتم چرا بی پیکری
دستم به دامن پرگهر سرسوی دامن بی خبر
مست و ملول و دیو سر از هر دری صدها بری
خو کرده با شیدای من خون کرده در شبهای من
آتش به سرتاپای من کردی مرا خاکستری
"تا دل به مهرت داده ام در بحر فکر افتاده ام
چون برنماز استاده ام گویی به محرابم دری"
شعر از : محمد حسین داودی
پروانه ها
ای میهمانان سرور انگیز
ای میهمانانی که باران را
برای مردمان سالها در حسرت باران
باز ارمغان آورده اید
و شوکت را
امید و عشق و برکت را
فراوان شو فراوان شو فراوان تا از انبوهت
دشمنان سرزمین من
بهراسند
دامنت به دور دست ها بگستران برو به گوش دشمنان سرزمین ما رسان
که سرزمین سام و زال و نیرمان
گردنکشان را
زورگویان را
تمام دشمنان پست ایران را
به خاک ذلت و خواری همی خواهد کشاند
فراوان شو
پی نوشت : این شعر در سال 1404 با شکل و محتوای جدید منتشر شده است
ستاره شناسان بر این باورند که زحل ، سیاره ای است که حلقه های گسترده ای از یخ و سنگ ریزه به دور آن در حال چرخش است . اما ماهیت واقعی این سیاره حلقه دار ، در خارج از منطق ماده و قراردادهای چشم آدمی ، جهان پهناوری مملو از جن های کوچک و بزرگ می باشد ، که در شهر ها و روستاهای خود زندگی می کنند . شهر ها و روستاهایی که در قالب حلقه های گسترده و متوالی به دور مرکز سرشت وعدمشان در تلاطمند. با منطق آدمی ، ذرات یخ و سنگ ریزه می چرخند . اما درحقیقت ، در این چند حلقه ی پهناور ، میلیون ها جن غرق در ماجراهای خود هستند.
معمولا جن ها از دنیای خود به دنیای انسانها سفر نمی کنند ، اما اگر این کار را انجام دهند ، شما تصور کنید که شهاب سنگ کوچکی در جو زمین متلاشی شده است .